بارشیک گروه شرکت های بارشیک هولدینگ طلا جواهرات و گردشگری ٬ شرکت توسعه و تجارت بارشیک (سهامی خاص) با شماره ثبت 3598 تاسیس شده است.

(دعوت به تصویرگری قصه های بابای من )


عنوان (تهران رفتن من و بابام )

ما پارسال وقتی که تهران رسیدیم یک ماشین گرفتیم تا ما رو خونه­ ی عمو عباس ببره، او هم از ما ۲۰۰۰۰ تومان گرفت. بابا خیلی ناراحت شد بعد که به عمو گفت اون هم ناراحت شد گفت می واس با مترو بیاین. امسال که رفتیم تهران بابا بلیط مترو گرفت؛ اما منو بغل کرد تا ۲ تا بلیط نخوایم! بیچاره کمرش هم خیلی درد گرفت. ولی آقا پلیس ما رو مجبور کرد یک بلیط دیگه هم بخریم. بعدش هم رفتیم تو قطار. خیلی شلوغ بود. گوشی موبایل بابا هم گم شد. قرار بود ما بریم ایستگاه تجریش، بعدش هم با با ماشین های مینی سیتی بریم بلوار اوشان. اما اشتباه کردیم قطار مرقد رو سوار شدیم. همون اول من فهمیدم ولی جرأت نکردم به بابام بگم چون اوقاتش تلخ میشد. وقتی به مرقد رسیدیم پیاده شدیم، اون هم آخرین قطار بود. ما نمی­تونستیم به عمو عباس تلفن بزنیم، گوشی که نداشتیم، شماره هم بلد نبودیم ولی اینبار عقل بابا کار کرد یک ماشین در بست گرفتیم، گفتیم ما رو ببر بلوار اوشان، گلزار یکم غربی. اون هم از ما ۴۰۰۰۰ تومان گرفت. تو راه بابا به راننده گفت که قطار رو اشتباه سوار شده و گوشی موبایلش رو هم گم کرده. راننده هم تا بلوار اوشان بهمون می­خندید. وقتی رسیدیم نزدیک صبح بود؛ زن عمو خیلی جوش زده بود. اونا هم بهمون خندیدن. من از دست بابا خیلی ناراحت شدم. بابا میگه میترا ما دیگه تهران نمیریم؛ چون خطرناکه گوشی آدم رو هم میدزدن. قیافه­ ی بابام خیلی دیدنیه ولی من جرأت نمی­کنم بهش بخندم.

 

هنرمندان گرامی آثار خود را در قالب 20 در 20 به ایمیل زیر ارسال نمایید.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مهلت ارسال آثار 25 مرداد ماه

 

 

نشان ملی

logo-samandehi